تبليغاتX
سیاه مشق






























دل توی دلم نبود

که دستم را توی دستت بگیری .

تو، ولی

آنقدر دل دل کردی

و دست روی دست گذاشتی

که حالا

تو از دلم رفته ای و

دل از دستم .

برو ؛

دیگر دست روی دلم نگذار . . .




پ. ن :

قرارمان بود

بی کسی هایم را بگیری ؛

نه دلخوشی هایم را .

 

پ. ن :

تو از خیالم میگذری ؛

سایه ات روی لبهایم می نشیند .

 

+  د ا ر م  بـا  بـنـد بـنـدِ  و جـو د م  بـو د نِ  تـو  ر ا تـمـنـا  مـی کـنـم . . .

     

Written on 91/02/26 at 22:50 by The scarecrow| |

تو گمان می کردی با رفتنت

راه خیانت ِ مرا به او بسته ای .

چه می دانستی

دلم

در آغوش ِ او

به یاد توست ، اگر آرام می گیرد . . .



پ. ن :

این منم ؛

لیلا یی

که مجنونِ توست . . .

 

پ. ن :

از تو سیر شدن معنایی ندارد .

هر قدر بیشتر باشی

باز بیشتر می خواهمت .

 

پ. ن :

به قلب تو اعتمادی نیست .

دستت را روی قلب من بگذار

وقتی میخواهی بگویی چقدر دوستم داری .

 

پ. ن :

دنیای من

سیاه است و سفید .

سفید ، مثل شب ؛

سیاه ، مثل روزهای من . . .

 

+ باش .



پی تر نوشت :

عرض شرمندگی خدمت دوستانی که از طریق E-Mail جواب کامنتای پر محتبشون رو میدم :

به محض فعال شدن E-Mail م، لطف یکی یکی تون رو جبران می کنم .

    

Written on 91/02/06 at 17:7 by The scarecrow| |

خانمان سوز ترین بلاست . . .

اعتیاد ،

به ترکِ آغوشِ تو !



پ. ن :

مراقبم باش ؛

من از درون شکسته ام .

به کوچکترین ضریه ای

فرو خواهم ریخت . . .

 

پ. ن :

من با تو

حتی در خانه ای

که هرگز در آن با من زندگی نکرده ای هم

خاطره دارم .

 

پ. ن :

عاشقانه هایم را

جرعه جرعه به او بنوشان ؛

بگذار همیشه

تشنه ی عشقِ تو باشد .

 

پ. ن :

بال هایت ارزانی خودت ، رفیق !

من پایبند همین زمین ام

و دل به همین زمینیان بسته ام .

 

+ زخم هایم را

مرهم اگر نیستی ،

نمک نباش ؛ لطفن !

     

Written on 91/01/19 at 1:38 by The scarecrow| |

می دانم

که تو از پشتِ این صحنه ی مضحک باخبری ؛ ولی . . .

می خواهم بخندم !

بگذار کسی نفهمد

من چقدر مرد بودم

توی روزهایی که باید

فقط یک دختر بیست ساله ی پرانرژی می بودم . . .

 


پ. ن :

دنیای من بسته به چشمان توست .

چشم هایت را به روی دنیای من نبند ؛

گم میشوم در این سیاهی .

 

پ. ن :

چه فرقی می کند دلم را ،

در فراقت باشم

یا در کنارت ؟

با من که نباشی

دلم تنگ میشود برایت .

 

پ. ن :

ترتیب فصل هایم را به هم زده ای .

فاصله ی دو بهار را، من، یکصد پائیز از سر گذرانده ام . . .

 

پ. ن :

کاش خانه ی پایانِ تمام این بازی ها

آغوش تو باشد !

 

پ. ن :

بهار ِ نکو، همیشه هم نماینده ی سالی نکو نیست .

 

+ تو را به خیر و... مرا به جهنم .

   

Written on 91/01/09 at 13:56 by The scarecrow| |

هنوز فکر می کنم

می توانستم توی دایره ها چرخ بزنم

انگشتم را توی حلقه های دود فرو ببرم

با چهارشنبه و تو

عکس های یادگاری خوشحال بگیرم .

 

هنوز فکر می کنم

توی چارخانه ی پیراهنت

خوشبخت می شدم .


* ناهید عرجونی


4shanbe


پ. ن :

مال من نبودی

که حالا با رفتنت

مالباخته باشم ؛

من ،

جان باخته ام . . .

 

پ. ن :

داشتم عاشقی ات را سبک سنگین می کردم ؛

یکهو از سرم افتادی !

 

پ. ن :

وقتی نیازت دارم، نیستی ؛

یا وقتی، نیازت دارم که نیستی ؟

 

پ. ن :

خودتم باورت نمیشه، ولی

بی منم میشه قصه رو سر کرد ؛

وقتی عادت کنی به تنهایی

خیلی چیزا رو میشه باور کرد . . .

* فرزاد فرزین - شلیک

 

+ منم؛ اون پایی که تو همه ی رابطه هام لنگ می زنه .

  

Written on 90/12/23 at 16:58 by The scarecrow| |

بیا فقط کمی با هم رو راست باشیم .

حالا که به آخر قصه مان رسیده ایم ؛

حالا

که تو رفته ای و

... من تمام شده ام !

نه من آن بانوی رؤیاهای تو بودم

و نه تو ، تکیه گاه بی کسی های من .

تو فقط هزار و یک شب

شهریار ِ من بوده ای

و حالا یک عمر تنهایی

مزد این هزار و یک شب شهرزادِ تو بودن است برای من . . .



پ. ن :

تو نمی مانی رفیق

تو هم می روی

و جای خالی ات در قلبم

سالها و سالها بعد از رفتنت

تیر می کشد.

 

پ. ن :

هیچوقت از دلم نمی روی .

کاش گاهی ، لااقل

از خاطرم می رفتی !

 

پ. ن :

هر کجای دنیا که هستی

شاد باش .

بگذار شادی ات

تنها دلیل شادی ام باشد .

 

پ. ن :

این فاصله

تاوان خیانت تو به من نیست ؛

تاوان اعتماد خودم به توست .

 

پ. ن :

من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست .

رفتنت ممکن شد. باورش ممکن نیست .

++ کپی بود.

 

+ باورش ممکن نیست . . .

                        

Written on 90/12/01 at 14:10 by The scarecrow| |