دل
توی دلم نبود که
دستم را توی دستت بگیری . تو، ولی آنقدر
دل دل کردی و
دست روی دست گذاشتی که
حالا تو
از دلم رفته ای و دل
از دستم . برو
؛ دیگر
دست روی دلم نگذار . . . پ. ن : قرارمان بود بی کسی هایم را بگیری ؛ نه دلخوشی هایم را . پ. ن : تو از خیالم میگذری ؛ سایه ات روی لبهایم می نشیند . +
د ا ر م بـا بـنـد بـنـدِ
و جـو د م بـو د نِ تـو
ر ا تـمـنـا مـی کـنـم . . .
تو گمان می
کردی با رفتنت راه خیانت ِ
مرا به او بسته ای . چه می دانستی دلم در آغوش ِ او به یاد توست
، اگر آرام می گیرد . . . پ. ن : این منم ؛ لیلا یی که مجنونِ توست . . . پ. ن : از تو سیر شدن معنایی ندارد . هر قدر بیشتر باشی باز بیشتر می خواهمت . پ. ن : به قلب تو اعتمادی نیست . دستت را روی قلب من بگذار وقتی میخواهی بگویی چقدر دوستم داری . پ. ن : دنیای من سیاه است و سفید . سفید ، مثل شب ؛ سیاه ، مثل روزهای من . . . + باش .
پی تر نوشت : عرض شرمندگی خدمت دوستانی که از طریق E-Mail جواب کامنتای پر
محتبشون رو میدم : به محض فعال شدن E-Mail م، لطف یکی یکی
تون رو جبران می کنم .
خانمان
سوز ترین بلاست . . . اعتیاد
، به
ترکِ آغوشِ تو !
پ. ن : مراقبم باش ؛ من از درون شکسته ام . به کوچکترین ضریه ای فرو خواهم ریخت . . . پ. ن : من با تو حتی در خانه ای که هرگز در آن با من زندگی نکرده ای هم خاطره دارم . پ. ن : عاشقانه هایم را جرعه جرعه به او بنوشان ؛ بگذار همیشه تشنه ی عشقِ تو باشد . پ. ن : بال هایت ارزانی خودت ، رفیق ! من پایبند همین زمین ام و دل به همین زمینیان بسته ام . + زخم هایم را مرهم اگر نیستی ، نمک نباش ؛ لطفن !
می دانم که تو
از پشتِ این صحنه ی مضحک باخبری ؛ ولی . . . می خواهم بخندم
! بگذار کسی نفهمد من چقدر مرد
بودم توی روزهایی که
باید فقط یک دختر بیست
ساله ی پرانرژی می بودم . . . پ. ن : دنیای من بسته به چشمان توست . چشم هایت را به روی دنیای من
نبند ؛ گم میشوم در این سیاهی . پ. ن : چه فرقی می کند دلم را ، در فراقت باشم یا در کنارت ؟ با من که نباشی دلم تنگ میشود برایت . پ. ن : ترتیب فصل هایم را به هم زده
ای . فاصله ی دو بهار را، من، یکصد
پائیز از سر گذرانده ام . . . پ. ن : کاش خانه ی پایانِ تمام
این بازی ها آغوش تو باشد ! پ. ن : بهار ِ نکو، همیشه هم نماینده
ی سالی نکو نیست . + تو را به خیر و... مرا به جهنم .
هنوز فکر می کنم می توانستم توی
دایره ها چرخ بزنم انگشتم را توی حلقه
های دود فرو ببرم با چهارشنبه و تو عکس های یادگاری
خوشحال بگیرم . هنوز فکر می کنم توی چارخانه ی
پیراهنت خوشبخت می شدم . * ناهید عرجونی
پ.
ن : مال من نبودی که حالا با رفتنت مالباخته باشم ؛ من ، جان باخته ام . . . پ.
ن : داشتم عاشقی ات را سبک سنگین
می کردم ؛ یکهو از سرم افتادی ! پ.
ن : وقتی نیازت دارم، نیستی ؛ یا وقتی، نیازت دارم که نیستی
؟ پ.
ن : خودتم
باورت نمیشه، ولی بی
منم میشه قصه رو سر کرد ؛ وقتی
عادت کنی به تنهایی خیلی
چیزا رو میشه باور کرد . . . * فرزاد فرزین - شلیک + منم؛ اون پایی که تو همه ی
رابطه هام لنگ می زنه . بیا فقط کمی با هم رو راست باشیم . حالا که به آخر قصه مان رسیده ایم ؛ حالا که تو رفته ای و ... من تمام شده ام ! نه من آن بانوی رؤیاهای تو بودم و نه تو ، تکیه گاه بی کسی های من . تو فقط هزار و یک شب شهریار ِ من بوده ای و حالا یک عمر تنهایی مزد این هزار و یک شب شهرزادِ تو بودن است
برای من . . . پ. ن : تو نمی مانی رفیق تو هم می روی و جای خالی ات در قلبم سالها و سالها بعد از رفتنت تیر می کشد. پ. ن : هیچوقت از دلم نمی روی . کاش گاهی ، لااقل از خاطرم می رفتی ! پ. ن : هر کجای دنیا که هستی شاد باش . بگذار شادی ات تنها دلیل شادی ام باشد . پ. ن : این فاصله تاوان خیانت تو به من نیست ؛ تاوان اعتماد خودم به توست . پ. ن : من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست . رفتنت ممکن شد. باورش ممکن نیست . ++ کپی بود. + باورش ممکن نیست . . .






Written on 91/02/26 at
22:50 by The scarecrow| |
Written on 91/02/06 at
17:7 by The scarecrow| |
Written on 91/01/19 at
1:38 by The scarecrow| |
Written on 91/01/09 at
13:56 by The scarecrow| |
Written on 90/12/23 at
16:58 by The scarecrow| |
Written on 90/12/01 at
14:10 by The scarecrow| |


